همه چیز از یک جلسهی ساده شروع شد. دور یک میز چوبی در یک دفتر کوچک. هیچکس کتشلوار نپوشیده بود. هیچ اسلاید پاورپوینتی نبود. فقط یک جمله روی تخته سفید نوشته شده بود:
“چرا هیچکس بازار توری رو جدی نمیگیره؟”
ما به هم نگاه کردیم. سؤال به ظاهر سادهای بود، اما پشتش یک واقعیت تلخ نهفته بود.
بازاری با میلیونها متر مصرف ماهانه، پر از سردرگمی، بیبرند، بیمرجع، بیاعتماد.
همه فقط دنبال ارزانتر زدن بودن.
ولی هیچکس به این فکر نمیکرد که چطور میشه درستتر فروخت.
🌐 از یک ایده، به یک امپراتوری
اون روز تصمیم گرفتیم اگر قراره کاری بکنیم، نصفهنیمه نباشه. گفتیم:
> «ما بازار رو تور نمیزنیم، دنیا رو تور میزنیم.»
و این فقط یک شوخی بین خودمون نبود، این شد نقشه راه مایتور.
🧱 قدم اول: تفکیک، تمایز، تسلط
شروع کردیم به تحلیل بازار. دیدیم مشتریهای ما یکی نیستن:
یک مهندس پروژهی میلیاردی
یک فروشندهی عمده در تبریز
یک صادرکننده به عراق
یک سازندهی ویلای کوچک در شمال
پس چرا یک برند باید همهی اینها رو پوشش بده؟
و اینجا بود که تصمیم گرفتیم هر گروه مشتری، برند خودش رو داشته باشه.
و این شد نقطهی تولد برندهایی مثل:
سیگنیچر: لوکس، تکنولوژیک، خاص
مارامو: صنعتی، مقاوم، جدی
ماسیمو: اقتصادی، ساده، پُرفروش
و برندهای دیگر که مثل مهرههای دقیق شطرنج، جای خودشون رو گرفتند
🧵 قدم دوم: تورهایی که فقط برای ما بافته میشن
ما نمیخواستیم فقط واردکننده باشیم.
رفتیم سراغ تأمین مستقیم، انحصاری، حرفهای.
و حالا ۳ کارخانهی بزرگ در چین فقط برای مایتور توری تولید میکنن.
با بیش از ۲۰۰۰ دستگاه فعال، و کنترل کیفی اختصاصی، هر متر توری قبل از رسیدن به شما، از نگاه ما گذشته.
🚛 قدم سوم: از خاورمیانه تا هر جا که توری میخواهند
وقتی گفتیم میخوایم دنیا رو تور بزنیم، منظورمون جدی بود.
الان برندهای مایتور در کشورهای:
امارات
عراق
آذربایجان
و حتی شمال آفریقا
در پروژههای مختلف استفاده میشن.
و تازه اول راهایم…
💡 درسی که گرفتیم؟
برای اینکه بازار رو فتح کنی، باید اول بفهمی چرا دیگران سردرگم هستند.
برای اینکه اعتماد بسازی، باید برند بسازی.
برای اینکه پایدار باشی، باید خودت تأمینکنی، نه فقط بفروشی.
🛠 ما تور میفروشیم، ولی کار ما فقط فروش نیست.
ما تأمین، برند، استراتژی و آینده رو یکجا میفروشیم.
و این شد قصهی روزی که تصمیم گرفتیم دنیا رو تور بزنیم.
و هنوز هم، هر روز صبح با همین فکر بیدار میشیم.